معرفی گفتمان

گفتمان قرآن و ولایت:

یعنی نه قرآن بسندگی و نه ولایت بسندگی.

یعنی برای فهم قرآن به روایت نیازی نداریم، اما برای اقامه و اجرای قرآن به رهبر الهی نیازمندیم.

یعنی آنچه عِدل قرآن است، عترت است نه روایت؛ و کار ویژه عترت، ولایت و رهبری امت است و روایات و سیره ایشان، راهنمای رهبران جامعه است نه بیان کننده معانی روشن قرآن.

یعنی تدبر در قرآن وظیفه همه مردم است، تفسیر و تبیین قرآن وظیفه رهبران الهی.

یعنی از یک‌سو، اعتقاد به ولایت، به معنی نقص قرآن و یا عدم امکان فهم قرآن برای عموم نیست و از سوی دیگر، اعتقاد به قرآن کامل و قابل فهم برای همه، نافی نیاز به رهبری الهی برای اقامه و اجرای قرآن نیست.

یعنی انسان ولایی باید در فهم دین، قرآن محور باشد و انسان قرآنی در اقامه دین، ولی محور.

یعنی قرآن برنامه جاودانه الهی است و خط ولایت، شیوه مستمر حکومت الهی.

یعنی قرآن نقشه راه است و حاکم الهی محور اقامه و اجرای قرآن.

یعنی هم برنامه جامع هدایت لازم است و هم رهبر الهی کامل.

یعنی همه مردم باید قرآن را بفهمند و به فرمان قرآن از رهبران الهی در اجرای قرآن، تبعیت فعالانه و آگاهانه کنند.

گفتمان قرآن و ولایت از زاویه‌ای دیگر

جامعه بشری جهت رسیدن به اهداف والای خود نیازمند برنامه الهی است. برنامه الهی برای بشر، همان ادیان الهی است که از طریق وحی به انبیاء عظام و توسط ایشان به جامعه بشری عرضه شد. آخرین و جامع‌ترین دین الهی، دین اسلام است که در قالب وحی قرآنی و توسط پیامبر اکرم(ص) به بشریت رسیده است. هر چند اسلام حقیقت واحدی است، اما خوانش‌های مختلفی از آن صورت گرفته است. گفتمان قرآن و ولایت، نظر به حقیقت این دین الهی دارد و اسلام ناب را جستجو می‌کند. اسلامی که وحی و رسالت؛ قرآن و عترت(ع) را نه جدا از هم و نه صرفاً در کنار یکدیگر، بلکه هر کدام را جامع و کامل و دارای نقشی ویژه دانسته و در عین حال بلوغ و کمال دین را در ابتناء به قرآن و اقتدای به ولی الهی می‌داند. خطوط اصلی این گفتمان را می‌توان در عبارات ذیل بیان کرد:     

  • قرآن، مجرای اعمال ولایت الهی بر انسانها، قانون اساسی دین و برنامه جامع هدایت و مبیّن خطوط کلی بینش توحیدی، انگیزه خدایی، منش و سلوک الهی و عمل وحیانی است. این خطوط کلی برای عموم مردم از طریق انس مستمر متدبرانه با قرآن دست یافتنی است و همه مردم بدان موظفند.
  • برنامه الهی قرآن به مانند همه برنامه‌های بشری، جهت اقامه و اجراء، نیازمند حاکم، رهبر و مجری است. از آنجا که خدا ولی مطلق انسانها است، حق حاکمیت نیز در انحصار خدا است، اما از آنجا که ولایت بر انسان‌ها برای اقامه و اجرای برنامه الهی باید از طریق یک انسان صورت گیرد، لذا این مهم از طریق اولیاء الهی انجام می‌شود. بر این اساس پیامبر اکرم(ص) و اهل بیت(ع) جانشینان خداوند، جهت اقامه و اجرای قرآن می‌باشند و ایشان در طول ولایت الهی و در حیطه برنامه الهی(قرآن) بر بشریت ولایت دارند و وظیفه جامعه بشری اطاعت آگاهانه از اولیاء جهت اجراء و اقامه قرآن می‌باشد.
  • در صورت غیبت امام معصوم(ع)، ولایت نائبان خاص و عام ایشان، جایگزین است و سنت پیامبر اکرم(ص) و سیره ائمه معصومین(ع)، راهنمای نائبان برای اقامه و اجرای قرآن می‌باشد. البته شرط فهم صحیح و جامع سنت پیامبر اکرم(ص) و سیره ائمه معصومین(ع) (که از طریق روایات و نقل‌های تاریخی به ما رسیده است)، فهم آنها در پرتو قرآن و چارچوبهای بر آمده از آن است.

از این رو بر پایه گفتمان قرآن و ولایت، اجراء و اقامه قرآن جز با سلوک جمعی، تشکیل حاکمیت الهی و تبعیت از ولی الهی میسر نیست و ولایت خدا و والیان الهی و برپایی حکومت الهی جز با بصیرت قرآنی عموم مردم و ولایت‌مداری آگاهانه برخاسته از آن، امکان تحقق ندارد.

برپایه گفتمان قرآن و ولایت، عموم مردم به دو وظیفه مهم بر عهده دارند:

۱٫ تدبر در قرآن جهت درک خطوط کلی بینش توحیدی، انگیزه خدایی، منش و سلوک الهی و عمل وحیانی

۲٫ تبعیت آگاهانه و فعالانه از ولی و حاکم الهی زمان خود در جهت اجراء و اقامه قرآن.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *